تبلیغات
موزیک جدید 2019 - مداحی

امروز:

مداحی

3- اصل در مداحی اهل بیت (علیه السلام)

بحمدالله جان مردم و وجودشان به عشق و محبت اهل بیت (علیه السلام) آمیخته است و برای شما بلبلان گلزار اهل بیت (علیه السلام) این فرصت است که عواطف و احساسات مردم را سیراب کنید.
از مداحی باید برای پراکندن بهترین معارف اسلامی در باب اهل بیت (علیه السلام) استفاده کنید این محبت که مردم دارند بایستی در خواندن شما و گفتن شما عمیق و ریشه دار و تند و آتشین و بر افروخته بشود. تشیع آیین محبت است. خصوصاً محبت خصوصیت تشیع است. کمتر مکتب و مسلکی و دین و آیینی و طریقه ای را مثل تشیع پیدا می کنید که این قدر با محبت سر و کار داشته باشد. و علت این که فکر تشیع تا امروز با وجود آن همه مخالفتی که با آن شده است باقی مانده، این است که ریشه در زلال محبت دارد. تشیع دین تولی تبری است، آیین دوست داشتن و دشمن داشتن است و عاطفه در آن، با فکر هماهنگ و هم دوش است و اینها خیلی مهم است. محبت اصل سحرآمیز عجیبی است. اگر محبت در تشیع نبود، این دشمنیهای عجیبی که تاکنون با شیعه شده بود آنرا از بین می برد. همین محبت شما و محبت این مردم به حسین بن علی (علیه السلام) ضامن حیات و بقای اسلام است و این معنی همان فرمایش امام (ره) است که می فرمودند: عاشورا اسلام را زنده نگه داشت: ایام فاطمیه هم همینطور است، ولادت پیغمبر (ص) هم همینطور است. شما باید با استفاده از این هنر این محبت را در میان مردم عمق ببخشید، تر و تازه نگاه دارید و برافروخته کنید.
بسیاری شعرا هستند که شعرشان بلند است، اما آن چرا که در مدح فلان وزیر یا فلان کاتب یا فلان پادشاه گفته اند، آب و رنگ حقیقی یک اثر هنری را ندارد و مشخص است که عاطفه همراهش نیست بر خلاف آنچه که همین شعرا برای اهل بیت (علیه السلام) گفته اند: یعنی سروده آنها برای اهل بیت (علیه السلام) عاشقانه است. و شعر حقیقی این است.
مگر نمی گوییم حضرت فاطمه (سلام الله علیها) کاری کرد که سوره هل اتی درباره او و فرزندانش نازل شد ایثار نسبت به فقرا کمک به محرومان به قیمت گرسنگی کشیدن خود، ویو ثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه ما هم باید همین کارها را بکنیم. این نمی شود که ما دم از محبت فاطمه زهرا (س) بزنیم در حالی که آن بزرگوار بخاطر گرسنگان، نان را از گلوی خود و عزیزانش مثل حسن و حسین (علیه السلام) و پدر بزرگوارشان برید و به آن فقیر داد آنهم نه یک روز نه دو روز بلکه سه روز، ولی ما که پیرو یک چنین کسی هستیم، نه فقط نان را از گلوی خود نمی بریم تا به فقیر بدهیم، بلکه اگر بتوانیم نان را از گلوی فقرا هم می بریم این روایاتی که در کافی شریف و بعضی از کتب دیگر در باب علامات شیعه هستند ناظر به همین است که شیعه بایستی آنگونه عمل بکند. ما باید نمایانگر زندگی آنها رد زندگی خودمان باشیم ولو به صورت ضعیف. البته ما کجا و حتی از ما بزرگترها کجا و آن آستان بلند کجا؟ معلوم است که ما حتی به محدوده دور دست زندگی آنها هم نمی رسیم، اما ما باید تشبیه به آنها کنیم اینکه ما در نقطه مقابل زندگی اهل بیت حرکت کنیم و آن وقت ادعا کنیم جزو موالیان اهل بیت هستیم چنین چیزی ممکن نیست فرض بفرمایید کسی در زمان امام بزرگوارمان از دشمنان این ملت که امام دائم علیه آنها حرف می زد تبعیت می کرد، آیا می توانست بگوید من تابع امام هستم؟ آیا اگر چنین چیزی از زبان کسی صادر شد به او نمی خندیدند؟
عیناً همین قضیه در باب اهل بیت (علیه السلام) مطرح است و ما باید شایستگی خودمان را ثابت کنیم. آقایان در این شعرهایی که می سرائید و در این بیانات و گفته ها که در مراسم و محافل، محبت فاطمه زهرا (س) را در دلها می گنجانید، چند بیت هم از دستورات و احادیثی که از آن بزرگوار درباره نماز و مسائل گوناگون دینی نقل شده چاشنی آنها کنید، یا اگر شعر هم ندارید، به زبان نثر بگوید تا محبتی که فاطمه زهراء (س) در دلها دارد با بیان شما مشتعل شود. به قول صائب که می گوید:
عشاق را به تیغ زبان گرم می کنیم - چون شمع تازیانه پروانه ایم ما
این وصف حال شماست که آن محبت را در دلها برمی انگیزد و لذا باید از آن برای فرا گرفتن دو کلمه از معارف زهرا (س) استفاده بشود.

4- اصل عزت و مبارزه در مداحی اهل بیت (علیه السلام)

مگر نمی گوییم حضرت فاطمه (س) با حال نا توان به مسجد رفت تا احقاق حق کند؟ ما هم باید در همه حالات تلاش کنیم تا حق را احقاق کنیم، ما هم باید از کسی نترسیم. مگر نمی گوییم یک تنه در مقال یک جامعه بزرگ زمان خود ایستاد؟ ما هم باید همان طور که همسر بزرگوارش فرمود: لا تستحشوا فی طریق الهدی لقله اهله. از کم بودن عده مان در مقابل دنیای ظلم و استکبار نترسیم و تلاش کنیم.
استاندار کوفه به بهانه خیلی مبتذلی دستور داد کمیت را بعد از اینکه سالیان متمادی در بدر و متواری بود دستگیر کردند و کشتند و در همان حال پسرش را خواستند که بیا جنازه پدرت را ببر. پسر دید پدرش هنوز نفس دارد و چیزی می گوید: گوشش را نزدیک برد دید می گوید اللهم صل علی محمد و آل محمد یعنی خدایا اینها برای کشتن من بهانه گرفتند اما تو می دانی که برای چه مرا کشتند اللهم صلی علی محمد و آل محمد دعبل خزاعی نیز دهها سال متواری بود، دهها سال در بدری شوخی نیست. آنهایی که در رژیم ستم شاهی و در زیر بار آن سختی ها چند صباح متواری بوده اند می دانند دهها سال دربدری یعنی چه. دهها سال تبعید و دهها سال یک شب را تا به صبح با اطمینان به سر نبردن خیلی سخت است. هیچ خلیفه ای در زمان دعبل نیامد، مگر اینکه دعبل داغ باطله ای از شعر خود بر پیشانی آن خلیفه کوبید که تا به امروز هم آن داغ باطله باقی است. هارون، امین، ابراهیم بن مهدی آن خلیفه چند ماهی بین امین و مامون و مامون و بعد هم معتصم، همه اینها را دعبل مثل یک کوه استور از سر گذراند و برای هر کدامشان بر یک کتیبه پاک نشدنی در تاریخ، یک نفش زشتی کشید که از دهها سخنرانی برتر بود. البته او را رها نکردند و عوامل جنایتکارشان را فرستادند و او را ترور کردند.
یکی از شعرای معروف عرب به نام کثیر عزه از مخلصین و دوستداران ائمه (علیه السلام) و جز کسانی بوده است که حاضر نبوده اند در راه دین حق، از جان و از آسایش خود سرمایه گذاری کنند و لذا با این و آن هم سروسری داشتند، لکن اما (علیه السلام) این را قبول نمی کند. امام باقر به کثیرعزه رو کردند و گفتند: امتدحت عبدالملک، تو عبدالملک را مدح کردی؟
کثیر بنا کرد به عذر خواهی کردن که من اینطور به او نگفتم بلکه اینچنین گفتم، که خیلی ارزش ندارد.
حضرت تبسمی کردند و بعد به کمیت رو کردند. گویا می خواستند به کمیت بگویند حالا تو جوابش بده.
کمیت بلند شد و آن قصاید هاشمیات را شروع کرد به خواندن.
مادح اهل بیت (علیه السلام) باید پیام اهل بیت (علیه السلام) را هم داشته باشد و پیام اهل بیت (علیه السلام) مبارزه است.
چه بهتر که شعر با آن زبان مردمی و با آهنگی که شما می سازید و با استفاده از شگردهای صمیمانه ای که شما در اختیار دارید به مردم تزریق و تلقین شود. به آنها بیاموزید که امروز دشمن ما آمریکا است، استکبار جهانی است. ما در حقیقت با یک قدرت علی الظاهر قوی (اگرچه علی الباطن ضعیف است چون از تایید الهی برخوردار نیست.) داریم می جنگیم و مبارزه می کنیم امروز هیچ چیز از نظر مبارزه و جبهه بندی با قبل از انقلاب فرق نکرده است آن روز آمریکا با تصویر شاه و دستگاههای شاه جلوه گر شده بود لکن امروز آمریکا چون می بیند نوکرهایش بیرون رفته اند و ملت متشکل و مسلح و مجهز شده است با آن چهره واقعی خودش که از چهره شاه به مراتب کریه تر است جلوه گر شده است.
مبارزه همان مبارزه است و ما هیچ احساس نمی کنیم مبارزه تمام شده باشد. امروز تصور ما این نیست که بگوییم حالا بحمدالله راحت شدیم و باید دیگر زندگی کنیم. ابداً چنین چیزی نیست. همان احساسی که آن روزها در مقابل ساواک و مأمورین مزدور شاه و عاملین جرایم آنها داشتیم امروز هم صد برابر شدیدتر در مقابل آمریکا و استکبار جهانی داریم. آن روز مبارزه می کردیم، امروز هم باید مبارزه کنیم. و برای این مبارزه هم خودمان باید آماده شویم و هم مردم را آماده کنیم. آمریکا را به مردم بشناسانید. هر صحبتی که می کنید و هر منبری می روید و هر جا می خوانید، یزید این روزگار و شمر این روزگار و بنی امیه و استثمار گران این روزگار را مشخص کنید. به مردم بگویید که امروز صف مبارزه و جبهه مبارزه چگونه ترسیم شده است. امروز در دنیا کمتر نظامی و کمتر مسولینی وجود دارند که در چشم محافل سیاسی مهم دنیا به قدر نظام و مسئولین جمهوری اسلامی عظمت و عزت و آبرو داشته باشند. یعنی دنیا روی خواست، اشاره و حرفهای ما حساب می کند و کوشش می کند که حرف مسئولین این نظام در مسائل سیاسی منطقه رعایت شود. حواسشان جمع است. چرا؟ مگر مسئولین اسلامی چه دارند؟ مگر سی، چهل سال سابقه سیاستمداری و حکومت کردن و کارهای دیپلماسی دارند؟ یا ثروتها و اندوخته های مادی دارند؟ این برای خاطر شعارهای انقلابی و برای خاطر موضعگیری انقلابی این مردم انقلابی است. من این را در برخورد با مسوولین کشورهای دیگر اعم از آنهایی که اینجا آمدند یا آن جاهایی که ما رفتیم، در مجامع جهانی و در مجمع غیر متعهدها به وضوح احساس کردم و بدون استثنا با کسانی که ملاقات و برخورد داشتم، با احترام فوق العاده مسئولین آنها روبرو شدم که فوق احترامات معمول و متداول بود و متوجه شدم به ما به عنوان یک مسئول نظام جمهوری اسلامی با اهمیت خاصی نگاه می کنند. وقتی انسان مسأله و مبانی اسلامی است. همین (هیهات منا الذله) به اصل توحید و همین. لایی که در لا اله الا الله هست، به لا گفتن به همه دنیا بر می گردد. وقتی یک ملتی این جور برخورد می کند و فشارها و اخم ها و شدتها و قدرت نمایی ها و گردون کلفتی ها و عربده کشی ها زور و زر برایش ارزشی ندارد و به همه آنها (لا) می گوید، عزیز می شود. این نشانه همان توحید است. توحید یعنی خدا را عبودیت کردن و لا غیر. همچنین درباره معارف اسلامی و معرفت ائمه (علیه السلام) باید بیش از سابق به مسائلی توجه و تکیه کنیم که برای مردم آموزنده است. البته یاد کردن از گوهر پاک و طینت آسمانی و ملکوتی ائمه (علیه السلام) چیز خوبی است و اشکالی ندارد، اما به زندگی ائمه (علیه السلام) هم بپردازیم. من در صحبتهای متعدد خود در سال گذشته راجع به عنصر مبارزه در زندگی ائمه (علیه السلام) این عنصر فراموش شده گفتم ائمه (علیه السلام) برای احیای جوامع خود زهر نوشیدند ما باید ببینیم دستگاههای ظلم چرا ائمه را مسموم می کردند؟ اگر کسی مبارزه نکند کاری با او ندارند. ما هم اگر هم اکنون با استکبار مبارزه کنیم کاری با ما ندارند. لکن اسلام اجازه نمی دهد مبارزه نکنیم. اسلام دین مبارزه با استکبار و شرک و شیطان است و برای این است که مبارزه می کنیم. اسلام دین مبارکه با استکبار و شرک و شیطان است و برای این است که مبارزه می کنیم. آنها همچون با اسلام نمی توانند بسازند، عکس العمل نشان می دهند. ائمه (علیه السلام) این طور بودند. شما هم باید این بعد از زندگی ائمه (علیه السلام) را در شعرها منعکس کنید.
در زندگی امام سجاد (علیه السلام) ابعادی وجود دارد که باید شناخت و درباره آنها شعر گفت و اگر شعرهایی هم هست باید پیدا کرد و به مردم شناساند. زندگی امام سجاد (علیه السلام) که 30 سال مبارزه کرد و آن خطبه معروف را در شام ایراد نمود و آن شورش و انقلاب را در دنیای اسلام به وجود آورده مگر می تواند از حماسه خالی باشد؟ و لذا جستجو کنید و حماسه ها را بیابید، زیرا امروز ملت ما و همه ملت های دنیا به این حماسه ها نیاز دارند.

امروز می بینید که وضع دنیا چگونه است؟ این کاخهای ساخته شده گر چه مرفه و خیلی پر زر و زیور است، اما با پایه های مقوایی بنا شده و دارد یکی پس از دیگری فرو می ریزد، شوروی، امپراطوری بزرگ به اصطلاح سوسیالیستی و کارگری آنچنان فرو ریخت و در هم پیچید و بلکه اصلاً نابود شد و مثل همین فعل و انفعال، الان در بعضی جاهای دیگر دنیا هم دارد انجام می گیرد، منتهی یک مقداری زمان می طلبد تا آشکار شود. این تمدن ها و زر و زیورهای ضد حق دارند مضمحل می شوند. بله، باید بنای حق مرتفع باشد اما خیال نکنید اگر باطل از بین رفت بخاطر زوال پذیری او است و حق بخودی خود و بدون تلاش در دنیا علم خواهد شد، ابداً چنین نیست، بلکه اگر باطلی از بین رفت باطل دیگری سر کار خواهد آمد، مگر آن وقتی که حق خودش را عرضه کند. کما اینکه باطل ها در دنیا دارند پشت سر هم می آیند و می روند طبیعت و باطل زایل شدن و از بین رفتن است، اما گمان نشود که باطل اگر از بین رفت، اسلام یا حق، بدون تلاش و مجاهدت و زحمت کشیدن من و شما ممکن است در دنیا جایگزین باطل ها بشود این بستگی دارد به اینکه من و شما چکار کنیم؟ پس باید از اهل بیت (علیه السلام) همچنان درس گرفت و این درسها را به مردم داد و همچنان تربیت کرد تا بر اثر کوششها حق جانشین باطلها بشود.

منبع


نوشته شده در : شنبه 4 خرداد 1398  توسط : علی خوبیان.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر